خرید بک لینک
نمیدونم داستان اون محسن قرائتی راشنیده اید ولی قطعا شنیدید ، واقعا متسفا مثلا اینا همه الگو ما جوانانند دیگه واقعا این حقش نبود به دوربینی توهین کنه من واقعا متاسفم برای اینکه خودشون حرف از حیثیت و ابرو میزنن ولی در عمل میمانند چه کار کنند . منه جوون دیگه نمی تونم حرف هیچ روحانی رو باور کنم چون میدانم که همه حرفا دروغه و اگر هم بر فرض محال راست باشه مطمئنم که به ان عمل نمیکنن . من عاشق صحبت های اقای رائفی پورم ولی متاسفانه ایشون قطعا طرف اقای قرائتی را میگیره . دقیقا یاد درس عربیمو افتادم که میگفت عالم بلا عمل کالشجره بلاثمره عالم بودون عمل مانند درخت بدون میوه است برچسبها: روحانی, قرائتی, ادم, بدون, عمل+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 19:38 توسط اتاناز |

برچسب: نویسنده: یوسف سلطانی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 21:38

از سر کار بر میگشتم ، خسته بودم ، رسیدم خونه ، رفتم لباسمو عوض کنم ، که روی ایینه دیواری نوشته بود عزیزم من برای همیشه رفتم . عصبی شدم زنگ زدم هر چی از دهنم در او مد بهش گفتم خب من هیچ کاری نکردم که بخواد بذاره بره . فقط بهش گفتم چرا رفته ؟ جواب نداد و گفتم بره دیگه بر نگرده دیگه نمیخوام قیافشو ببینم واقعا ازش متنفرم ، ساعت 5 تا 10 خوابیدم ، اونقدر خسته بودم که نفهمیدم چجوری خوابم برد ؟ ساعت 11 بود هوا بیش از حد سرد بود و خونمون با رفتن او سرد ترم شده بود. نیم ساعت گذشت ، ایفون خونمون زنگ خورد تو تصویر دیدم مهتابه نمیخواستم در و براش وا کنم ولی دلم سوخت هوا سرد بود . باز کردم اومد تو دیدم یه دسته گل و شیرینی دستش بود از کارش تعجب کردم نتونستم باهاش حرف بزنم فقط یه چیزی بهم گفت که تمام سوالامو خلاصه کرد تولدت مبارک برچسبها: تولد, جدایی, قضاوت, دعوا+ نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۶ساعت 20:53 توسط اتاناز |

برچسب: نویسنده: یوسف سلطانی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 21:38

صفحه بندی